
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ملّت پرشور و باوفای ایران!
همانگونه که مطلع شُدید، تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند و البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد.
بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.
ایشان همچنین تصریح کردهاند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت.
از این لحظه، ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود.
امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود. امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انواع نصرتها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد. والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
—
🧐 تحلیل تعبیر «علیالاصول»؛ نشانِ عزت، بصیرت و خطشکنی
تعبیر «علیالاصول» در این پیام، فراتر از یک واژهی ساده، حاوی لایههای عمیقِ راهبردی و نمادین است:
1. صیانت از عزت و استقلال ملی در عالیترین سطح: این عبارت نشان میدهد که موضعِ نهاییِ نظام، حتی در حساسترین تصمیمات، هرگز مبتنی بر الزام یا تحمیل نیست. رهبری با صراحت از «نظر دیگری» سخن میگویند، اما با اشراف کامل بر تعهدات اخذشده و بر اساس یک سازوکارِ قانونی و متعهدانه، از سرِ «مسئولیت» تن به این تصمیم میدهند. این یعنی عزت ملی، در کانونِ فرآیند تصمیمگیری و بر اساس منافعِ ملت و جبهه مقاومت تعریف میشود، نه بر اساسِ عقبنشینی یا نرمشِ بیحساب.
2. شفافیتِ راهبردی و صیانت از «خطقرمزها»: رهبری با این صراحت، سه «خطِ قرمز» و راهبردِ کلیدی را ترسیم میکنند که نشاندهندهی هوشیاری کامل در برابرِ هرگونه انحراف است:
· خط قرمز اول (ماهوی): «هر گونه زیادهخواهی طرف آمریکایی، خط قرمز ماست.» این جمله، پیمانشکنیِ احتمالی را از پیش نقشبرآب میکند و نشان میدهد که اساسِ این تفاهم، بر پایهی «حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت» استوار است و هرگونه عدول از آن، بهمعنای پایانِ تفاهم خواهد بود.
· خط قرمز دوم (عملیاتی): «منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود.» این جمله، تفاهم را به یک فرآیندِ دوطرفه و مشروط تبدیل میکند و بارِ اثباتِ پایبندی به تعهدات را بر دوشِ طرف مقابل میگذارد.
· خط قرمز سوم (هویتی): «مذاکرات حضوری… به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.» این جمله، هرگونه تردید دربارهی تغییرِ مبانیِ راهبردی را از بین میبرد.
3. مدیریتِ هوشمندانهی افکار عمومی: رهبری با این بیانِ صریح و شفاف، علاوه بر حفظِ عزت و اقتدارِ نظام، اعتماد عمومی را نیز مدیریت میکنند. مردم با آگاهی کامل از چراییِ تصمیم و با درکِ کامل از خطوط قرمز، در جریانِ دقیقِ این تحولِ راهبردی قرار میگیرند.
در قرآن کریم دو آیه به عنوان آیه جامع شناخته می شود. به این معنا که جامع همه حروف معجم هست و همه حروف الفبا را دارد. این آیات عبارتند از:
1. آیه آخر سوره فتح
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً (فتح: 29)
2. آیه ۱۵۴ سوره آل عمران
ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْکُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْ ءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلَّهِ یُخْفُونَ فی أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَکَ يَقُولُونَ لَوْ کانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْ ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فی قُلُوبِکُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُور(آل عمران: 154)
این کتاب با عنوان «کربلا، طریق الاقصی» نوشتهی حجتالاسلام احمد پناهیان و جمعی از پژوهشگران، تلاشی است برای پیوند دادن حماسهی عاشورا و پیادهروی اربعین با گفتمان مقاومت، بهویژه آرمان فلسطین و قدس شریف.
کتاب از این ایده آغاز میکند که «کربلا ایستگاه پایانی نیست» و مسیر قدس از کربلا میگذرد. با تکیه بر احادیث، زیارتنامهها و بیانات رهبران، نشان میدهد که زیارت امام حسین(ع) صرفاً یک عمل فردی و عاطفی نیست، بلکه «تجدید بیعت»، «اعلام آمادگی برای نصرت»، «جهاد تبیین» و «خونخواهی تا قیام دولت کریمه» است.
در بخشهای پایانی، با عنوان «عاشورایی دوباره در کربلای غزه»، حوادث طوفانالاقصی و جنایات رژیم صهیونیستی را در چارچوب همان منطق عاشورا تحلیل میکند و مردم فلسطین را مصداق «مظلومِ مقتدر» معرفی میکند که با صبر و مقاومت، معادلات جهانی را تغییر دادند.
کتاب برای کسانی که اربعین را فقط عزاداری میدانند، پیامی روشن دارد: «حسین فقط شفادهنده نیست؛ خواستن خون و حق او تکلیف امروز ماست.»
. هر صفحه از حماسه حسینی، یک مکتب آزادگیست.